درک ذهن …

درک تنها زمانی هست، که روند شکل گیری مخالفت و مکانیزم ایجاد انتقاد در ما درک شده باشد، حالتی که ذهن آرام گرفته و در حالت توجه قرارمی گیرد . اگر شما خواننده گرامی و آگاه ، مطالب را از ابتدا پیگری و دنبال نمائید و به محکوم سازی آن نپردازید، تدریجأ این امکان فراهم می آید که موضوعات را در ارتباط با یکدیگر عمیق تر درک کنیم . اما اگر فقط در اندیشه مچ گیری یا انتقاد باشید، و دائمأ با دید شبیه بودن مطالب، به نوشته دیگران و یا مقایسه آن با دانسته های قبلی خودتان باشد، هیچگونه ارتباط و درکی حاصل نخواهد شد.
هرگاه ما به چیزی بچسبیم، ارتباط و درک بی معنا می شود، ادراک تنها در ارتباط آزاد و بدون واسطه فراهم می آید. همه زندگی ما پر شده از تعلقات گوناگون ، علت دلبستگی ما به این تعلقات این است که آنها به ما بهانه و انگیزه برای زیستن می دهند، اگر این تعلقات از ما گرفته شود ما خود را هیچ می یابیم. به همین دلیل وجود این تعلقات از دو جهت دارای اهمیت ویژه ای برای ماست ، اول اینکه به ما دلگرمی و انگیزه ای بدلی برای زیستن می دهند، دوم، نوعی تمهید و وسیله فرار از بسر نبردن ما با خود محسوب می شوند. و این درحالی است که زندگی به شکلی کاملأ متفاوت از تصور ما و بدور ازهمۀ جنجالها، مخالفت ها بیرونی و یا آشفتگی های درونی، مشغول به کار خود است.
نگاشته شده توسط: توجه
Advertisements

شما می‌باید ثبت ورود کرده باشید تا بتوانید دیدگاهتان را بیان کنید.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: